روزهاي من

سلامممممممممم

سلامممممممممم

این ظرفیه که یه چیز خوشمزه توش بوده و من نوش جان کردم 
ولی همچنان توی بغلمه و به هیچکی نمیدم 

تا مامانی میاد دنبالم که ظرفو ازم بگیره سریع میرم پشت پرده قایم میشم ![]()
ببینم آخرش اون خسته میشه یا من

چی شده مامانم> چیزی گم کردی 

اینم قیافه ی من موقع شکست
نه نه اشتباه نکنید اون ظرفو هنوز دارم
اگه بدونید کجا قایم کردم ؟؟؟

خب اینجا وقتشه که دست به کار شم و به مامانم توی گرد گیری خونه کمک کنم 

خب دیگه کجا رو دستمال بکشم 

آها اينجا هم مونده 

اینجا هم کار گرد گیری وسایل خونه به پایان رسید
و وقتشه یه سری به وبلاگم بزنم 

اینجا جن زده شدم 



شما چشاتونو درویش کنید تا من خجالت نکشم 

بابا نکننننننننننن
همین کارا رو کردی که همه بهم میگن شیطون 

اینم منو پسر عمو
منو امیرضا توی یه ماه و یه سال دنیا اومدیم 

باز منم 

تمووووووووووم 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



روزهاي من
